157 | راه ارتباطی🎀💅🏻
با موزیکی که برام میفرستی باهام حرف بزن.✨️🦋
تراوشات یک ذهنِ خسته و کنجکاو؛
با موزیکی که برام میفرستی باهام حرف بزن.✨️🦋
امشب هم برای حضرت ابولفضل و هم برای تک تک جوونهایی که به ناحق توی دی ماه کشته شدن از ته دل گریه کردم.
کار و فعالیت موجب میشود که قوه خیال چندان مجالی برای به انحراف کشاندن انسان نیابد. اصولاً یکی از مهمترین علل ارتکاب گناه، بیکاری است. انرژیهای انسان بالاخره باید به گونهای مصرف شوند. اگر این انرژیها راه درست و صوابی برای مصرف نداشته باشند، در راههای انحرافی و نادرست صرف خواهند شد. اشتغال، افزون بر اینکه از انفجار انرژیهای متراکم جلوگیری میکند، مانع پیدایش افکار و وساوس و خیالات شیطانی نیز میشود. به قول پاستور: بهداشت روانی انسان در لابراتوار و کتابخانه است. ولتر یکی از فیلسوفان عصر روشنگری میگفت: هر وقت احساس میکنم که درد و رنج بیماری میخواهد مرا از پای در آورد، به کار پناه میبرم کار بهترین درمان دردهای درونی من است. پاسکال میگفت: مصدر کلیه مفاسد فکری و اخلاقی، بیکاری است. هر کشوری که بخواهد این عیب بزرگ اجتماعی را رفع کند. باید مردم را به کار وادارد تا آن آرامش عمیق روحی که عده معدودی از آن آگاهاند در عرصه وجود افراد برقرار شود.
_آیین زندگی( اخلاق کاربردی )
من که اصرار ندارم تو خودت مختاری
یا بمان یا که نرو یا نگهت میدارم...
_شاعر: ؟؟
جاهلان شما بیش از حد تلاش میورزند و آگاهان شما عمل را به امروز و فردا میاندازند.
_نهج البلاغه , حکمت 283 , ترجمه حسین استاد ولی
شبهای محرم، شبهای عجیبی هست؛
یه دلهره و آشوب همراه با بغض توی گلو که بالاخره شکسته میشه...
هر ظرفی از آنچه در آن نهند پر شود جز ظرف علم که هرچه در آن ریزند گشادهتر گردد.
_نهج البلاغه , حکمت 205 , ترجمه حسین استاد ولی
میپرسید اگر کسی اثرش در تاریخ باقی بماند، آیا به این معنی نیست که چیزی از او به جاودانگی رسیده است؟!
_مات پروانه از آرش افراز
مسئولیت پذیری(به تعریفِ من):
پذیرش صفر تا صد تبعات کاری (رفتاری).
پذیرش نه به معنای لغوی کلمه بلکه به معنای قبولی کامل فشارها، ناراحتیها، ضررها، سودها و ... در زمان انجام اون کار(فعالیت).
تا وقتی طلوع و غروب آفتاب رو میبینم؛
حالم خوبه:))
رابطهام با خدا اینجوری هست که:
حتی اگه تو منو نخوای من تو رو میخوام
و انقدر بهت نزدیک میشم و برای رابطمون تلاش میکنم که تو هم من رو بخوای...!
روز انتقام ستمدیده از ستمکار، سختتر از روز ستم ستمکار بر ستمدیده است.
_نهج البلاغه , حکمت 241 , ترجمه حسین استاد ولی
سراسر گذشتهام پر شده از آدمهایی که دلم نمیخواد هیچ موقع باهاشون دیدار کنم.
بچهها قند و شیرینی زندگیان؛
با وجود اونها زندگی قابل تحملتره🍃
و حس عجیبیه وقتی میبینی بچهای که چندین سال پیش به عنوان نوزاد توی بغلت گذاشتن، الان انقدر قد کشیده و بزرگ شده✨️🦋
راه تحصیل عقل این بود که آن را به بهای جوانی بخرد؛ و وقتی که عقل را به دست میآورد جوانی در راه خرید آن از دست رفته بود.
_عشق به زندگی از جک لندن
امروز روز خوبیه؛
چون آرایشم خیلی تمیز در اومد.🧜🏻♀️💅🏻
از یه جایی به بعد تنهایی تو رو نمیسازه؛
فرسودهات میکنه!
آدمها وقتی خودشون رو پیدا میکنند،
اعتماد به نفسشون زیاد میشه!
حالا سوالی که مطرح هست: چگونه میشود خود را پیدا کرد؟! چگونه میشود این خود را از درون و بیرون جستوجو کرد؟!
علت شکست مردمان در هنر زیستن آن نیست که ذاتاً بد یا آنچنان بیارادهاند که نمیتوانند از زندگی بهتری برخوردار باشند؛ بلکه دلیل شکست آنها این است که بیدار نمیشوند تا ببینند چه موقعی بر سر دوراهی ایستادهاند و باید تصمیم بگیرند. زمانی که زندگی آنها را در برابر پرسشی قرار میدهد که همچنان قادرند به دلخواه پاسخی اختیار کنند هشیار نیستند. آنگاه، با هر گام نادرستی که در راه غلط بر میدارند غالباً به سبب آن که مجبورند اعتراف کنند که باید به ابتدای راه بازگردند و این واقعیت را بپذیرند که وقت و نیروی خود را تلف کردهاند اقرار به نادرستی راه دشوار میگردد.
_دل آدمی از اریش فروم
موزیکِ خوب آدم رو وارد یه عالم دیگه میکنه
عالم رویا، جایی همه چیز به گونهای دیگه خوبه
خوب که نه؛ عالیه:))
عمل اندکی که بر آن مداومت کنی از عمل بسیاری که از آن سرخورده شوی امیدوار کنندهتر است.
_نهج البلاغه , حکمت 278 , ترجمه حسین استاد ولی
یکی از بزرگترین ترسهایی که دارم، تنهایی هست؛
تنهایی مطلق بدون افراد نزدیک به خودم.
دومین ترسم: خاکستری شدن زندگیم، زندگی که توش هیچ عشق و علاقه و محبتی نیست، خالی خالی و بدون حضور کسی.
انقدری که از تنهایی میترسم از نرسیدن به رویاهام نمیترسم!
اما من وقتی به اون رنگ خاکستری توی زندگیم میرسم که از خدا هم ناامید شدم و ارتباطی باهاش ندارم، این سرما و تیرگی برام وحشتناکه و نمیخوام هیچ وقت تجربهاش کنم.
ببین... اینکه چیزی گذران و فانی باشه بیارزشش نمیکنه... از یه جهت با ارزشترش میکنه... چیزی که تا ابد ادامه پیدا کنه قدر و قیمتش مفت میشه... راستیا... خدا به انسان حسودیش نمیشه؟ حوصلهش سرنمیره؟ تک و تنها و بیرقیب، تا ابد الآباد! هیچ اتفاق جدیدی نمیافته براش چون همه چیزو از قبل پیش بینی کرده. دلهره عشقو تجربه نمیکنه، این دلهره که ممکنه ' نه ' بشنوی از معشوق، همون چیزی که باعث میشه اون ' آره ' قد دنیا بیرزه. کسی رو از دست نمیده که بخواد قدر لحظات انس رو بدونه. منظورم اینه که اگه به من حق انتخاب بدن، بین جاویدان بودن یا فانی بودن مطمئن نیستم فانی بودن رو انتخاب نکنم... جاودانگی خیلی یکنواخته.
_مات پروانه از آرش افراز
+ زندگی مسابقهای نیست که برد و باختی داشته باشه؛
زندگی مسابقهای نیست که فکر کنی از کسی عقب موندی؛
زندگی مسابقهای نیست که همه از یک جایگاه شروع کرده باشند، ممکنه جایی که تو شروع کردی 100 کیلومتر عقبتر از کسی باشه که خودت رو باهاش مقایسه میکنی.
ادامه مطلب ..من زندگی را دوست دارم
ولی از زندگی دوباره میترسم!
دین را دوست دارم
ولی از کشیشها میترسم!
_حسین پناهی
ادامه مطلب ..هر لحظه مزن در، که در این خانه کسی نیست
بیهوده مکن ناله، که فریادرسی نیست
شهری که شه و شحنه و شیخش همه مستند
شاهد شکند شیشه که بیم عسسی نیست
_فرخی یزدی
ادامه مطلب ..جان من و جان تو
گویی که یکی بودهست
سوگند بدین یک جان
کز غیر تو بیزارم...
_مولانا
وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَلِيًّا وَكَفَىٰ بِاللَّهِ نَصِيرًا
و همین بس که خدا دوستدار و یاور ( شما ) باشد.
_سوره نساء ، بخشی از آیه 45
تلاشها همیشه نتیجه میدن...
شاید دقیقا اون نتیجهای که میخوای نه اما نتیجه میده!
سه بار با آدمی رو به رو شدم که ادمِ امن من نبود و نیست.
دفعه اول فکر میکردم خدای من، با آدمی رو به رو شدم که خیلی شبیه خودم هست پس حتما رابطه خوبی رو خواهیم داشت.
دفعه دوم به خودم گفتم: این بار نقص رابطه قبلی رو درست میکنم، من تغییر کردم پس با هم آیندمون رو میسازیم، غافل از اینکه فقط تغییر کردنِ من کافی نبود، اون هم باید تغییر میکرد ... که نکرده بود.
اما این دفعه، دفعه سوم دیگه نخواستم رابطهای رو شروع کنم چون توی یه مکالمه کوتاه فهمیدم اون آدم تغییری نکرده و برخلاف سه سال گذشته، اون مردی که میخوام نیست و برام واضحتر شده که دقیقا دنبال چه مَردی با چه شخصیتی هستم
و بله بالاخره تونستم کنترل رو دست عقلم بسپرم، چیزی که هیچ وقت ازش پشیمون نشدم.
اینجا بهم ثابت شد که اون فشارها، دردها و ناراحتیها نتیجهای داشت و کمی عاقلتر و بالغتر شدم و این برای خودم خیلی ارزش داره.
راه طولانی رو در پیش دارم و میدونم که حداقل میتونم Just a Little به اون چیزی که میخوام نزدیک بشم.
تلاشها همیشه نتیجه میدن...
شاید دقیقا اون نتیجهای که میخوای نه اما نتیجه میده!