هاله تاریک🖤🥂

تراوشات یک ذهنِ خسته و کنجکاو؛

146 | رابطه دوباره؟! فععععک نکنم.🦕

سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵، 11:34 PM

سه بار با آدمی رو به رو شدم که ادمِ امن من نبود و نیست.

دفعه اول فکر میکردم خدای من، با آدمی رو به رو شدم که خیلی شبیه خودم هست پس حتما رابطه خوبی رو خواهیم داشت.

دفعه دوم به خودم گفتم: این بار نقص رابطه قبلی رو درست می‌کنم، من تغییر کردم پس با هم آیندمون رو میسازیم، غافل از اینکه فقط تغییر کردنِ من کافی نبود، اون هم باید تغییر می‌کرد ... که نکرده بود.

اما این دفعه، دفعه سوم دیگه نخواستم رابطه‌ای رو شروع کنم چون توی یه مکالمه کوتاه فهمیدم اون آدم تغییری نکرده و برخلاف سه سال گذشته، اون مردی که میخوام نیست و برام واضح‌تر شده که دقیقا دنبال چه مَردی با چه شخصیتی هستم

و بله بالاخره تونستم کنترل رو دست عقلم بسپرم، چیزی که هیچ وقت ازش پشیمون نشدم.

اینجا بهم ثابت شد که اون فشارها، دردها و ناراحتی‌ها نتیجه‌ای داشت و کمی عاقل‌تر و بالغ‌تر شدم و این برای خودم خیلی ارزش داره.

راه طولانی رو در پیش دارم و میدونم که حداقل میتونم Just a Little به اون چیزی که میخوام نزدیک بشم.

تلاش‌ها همیشه نتیجه میدن...

شاید دقیقا اون نتیجه‌ای که میخوای نه اما نتیجه میده!

kheiri
© هاله تاریک🖤🥂