هاله تاریک🖤🥂

تراوشات یک ذهنِ خسته و کنجکاو؛

230 | روزهای عجیبی ست...!

پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۵، 10:51 PM

روزهای عجیبی را سپری می‌کنم، انسان‌هایی که روزی الگویم‌ بوده‌اند را نقد می‌کنم، مکان‌هایی که روزی تنفر عمیقی به آن‌ها می‌ورزیدم را دوست می‌دارم، در ارتباط با انسان‌هایی که جز کوچکی از مسیر زندگی‌ام هستند صبوری می‌کنم و دلتنگ مضطرب‌ترین دوران زندگی‌ام هستم زیرا انسانی را در آنجا یافتم که قندِ روزهای تلخم بود و سخت دلتنگ اویی هستم که می‌دانم در جغرافیای مکانی بهتر با انسان‌های سالم‌تری زیست می‌کند.

روزهایی دلم زندگی کردن را نمی‌خواهد، دلم سختْ رهایی و به دور از جنگیدن می‌خواهد، آری من همیشه خسته‌ام اما این روزها عجیب خسته و امیدوارم.

kheiri
© هاله تاریک🖤🥂